به هاشمی رای داد
شما هم به هاشمی رای دهید.
اگر کسی مثل احمدی در این رقابت ـظاهرا اسان برای هاشمی ـ
پیروز شود دیگر حتی رد پایی از اصلاحات باقی نمیماند.باید جدی بگیریم
رفسنجانی رای بدهید.در غیر این صورت چیزی از اصلاحات نمیماند.
| ||
|
| ||
|
|
فقط امیدوارم که بین هاشمی و احمدی نژاد هاشمی همچنان پیشتاز باشد.
باز هم حماسه ای دیگر از اصلاح طلبان ایرانی با ریاست
محترم جمهور دکتر معین.
به امید پیروزی در صبح شنبه
ریاست محترم جمهور:
دکتر معین
نظام است
رای به دیگری رای به نظام
است
"مصطفي معين " خواستار بررسي احتمال دست داشتن "گروههاي فشار" در انفجارهاي اخير درقم ، اهواز وتهران شد.
معين كه روز سه شنبه درهمايش گسترده حاميان خود درتهران سخن ميگفت افزود: مسئله بمب گذاريهاي اخير مشكوك است وبايد ريشه يابي شود.
وي از خاتمي خواست تا دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي را موظف كند كه با ريشه يابي اين موضوع ببينند كه چه گروههايي درتهران واهواز بمبگذاري ميكنند ،تا نتيجه انتخابات را تغيير دهند.
وي افزود: نكند اين بمب گذاريها فضاي كشور را امنيتي كند.
وي تاكيد كرد : من هشدار ميدهم كه دراين دقايق آخر تلاشهايي براي تغيير نتيجه انتخابات ازسوي گروههاي فشار درحال انجام است .
معين گفت : اگر موفق به تشكيل دولت جديد اصلاحات شوم شرط انتخاب وزراي اطلاعاتي ،امنيتي و انتظامي ، جمع كردن بساط گروههاي فشارخواهد بود.
معين دربخش ديگري از سخنان خود تنها راه نجات ايران را دمكراسي دانست و تاكيد كرد كليد اصلي حل مشكلات ، دمكراسي است .
معين بااعلام اينكه " براي اصلاح ساختارقدرت " آمده است گفت : بيائيد بازي تاريخ را تمام كنيم ونگذاريم كه حركت اصلاحي ناتمام بماند.
معين همچنين نسبت به تغيير زبان اقتدارگرايان درانتخابات ابرازنگراني كرد و گفت: در فكر اقتدارگرايان تغييري ايجاد نشده و تغيير در زبان آنها تاكتيكي و يك شگرد انتخاباتي است.
یه سری به وبلاگه دانشگاه شریف حتما بزنید.
به مرحله دوم مى رود
|
•صحبت ما با صعود آقاى معين به جايگاه دوم نظرسنجى هاى انتخاباتى همزمان شده است. خوشحاليد؟
بله. خوشحالى ما بدين خاطر است كه در يك فضاى ياس و نااميدى كه حتى دوستان نزديك مان نيز هيچ شانسى براى موفقيت اين پروژه نمى ديدند، توانستيم دو كار انجام دهيم. اول فضاى جامعه را عوض كنيم و بعد حركت اصلاحات را به پيش ببريم. اين براى ما پيروزى است و مطمئن هستم در چند روز آينده نيز توفيقات بيشترى خواهيم داشت.
•فكر مى كنيد چه عاملى باعث افزايش آراى آقاى معين و رسيدن به جايگاه دوم شده است؟
دو سه تا نكته باعث شده است. اول اينكه مردم احساس كردند معين از جنس خود آنها هست و مى خواهد بازگو كننده مطالبات واقعى مردم در درون حكومتى باشد كه اعتماد قبلى نسبت به آن وجود ندارد. دوم شفافيت و صراحت ايشان بود كه حتى پيش از تاييد صلاحيت خيلى مسائل را شفاف گفت. خيلى ها مى گفتند كه اگر اين حرف ها را بزند او را ردصلاحيت مى كنند. در پاسخ مى گفتيم ما براى رد يا تاييد نيامديم ما براى اينكه بتوانيم در اين مسير قدمى به پيش برداريم آمده ايم. نكته سوم نيز اين است كه معين براى اولين بار در تاريخ پس از انقلاب به عنوان يك فرد نيامد. با يك پشتوانه حزبى و تشكيلاتى آمد و مردم احساس كردند كه مى توانند به او اعتماد بكنند.
•به معين؟ يا به تشكيلات حامى او؟
به اين جريان.
•اين جريان كه وجود داشت؟
بله جريان بود. اما ورود آن به اين شكل مهم است. ببينيد اگر بخواهيم شخصى فكر كنيم آقاى خاتمى يك سر و گردن از تمام كسانى كه الان هستند، بالاتر است. اما مردم به ايشان به عنوان يك فرد نگاه كردند و اين شبهه برايشان ايجاد شده بود كه يك فرد هر چند هم كه قوى و آراى بالايى داشته باشد، چقدر مى تواند توفيق داشته باشد. اما الان احساس مى شود كه آقاى معين يك فرد نيست. با تشكيلاتى وارد شده كه آن تشكيلات مى خواهد كارهايش را نيز انجام دهد. اين باعث تحول در تصميم گيرى مردم براى شركت در انتخابات بود.
•شما از بى اعتمادى مردم به حكومت سخن مى گوييد و اينكه سخنان آقاى معين باعث شد اين بى اعتمادى كمرنگ بشود. به نظر شما عامل اين بى اعتمادى چيست؟
در طول دو و نيم دهه اى كه از انقلاب مى گذرد، مردم واقعاً از هر لحاظ تمام برگ هاى اعتماد خودشان را دو دستى به نظام تقديم كردند. هر وقت مشكلى و گرفتارى اى پيش مى آمد مردم صميمانه مى آمدند و مخلصانه آراى خودشان را مى دادند. حتى در انتخاباتى كه شايد نتيجه آن از پيش معلوم بود، باز مردم مى آمدند. اما آنها احساس كردند با اين وضع نمى توانند نتيجه بگيرند.
نيرو هاى مختلف از راست، چپ، اصلاح طلب و… آمدند. اما مردم احساس كردند مشكلى در جايى هست كه به رغم تفاوت مسئولين باز مشكل آنها سر جاى خودش باقى است. الان وقتى دركوچه و بازار نيز برويد مردم ديگر به حرف ها اعتماد نمى كنند. امروز گفتمان غالب و نفوذ كلام از هيچ كسى وجود ندارد. اين باعث باز شدن فضاى راديكالى و تندروانه شد كه «اساس» را هدف قرار مى داد.
•قطعاً مى دانيد كه بخشى از مردمى كه در مجلس ششم به شما و دوستان شما راى دادند و يا در انتخابات ۷۶ و ۸۰ به آقاى خاتمى راى دادند امروز در انتخابات شركت نمى كنند پنهان نيست و در نظرسنجى ها هم آمده است كه چه تعداد مردم در اين انتخابات شركت نمى كنند. فكر مى كنيد چرا نمى خواهند ديگر در انتخابات شركت كنند؟
تحليل ما اين است كه يك سوم جمعيت كشور بدون هيچ چون و چرايى از نظام و سيستم دفاع مى كند. تقريباً ۳۰ درصد را اصلاح پذير نمى دانند و منزوى و منفعل شده يا به دنبال كار غيرسياسى رفته اند و در انتخابات شركت نمى كنند. بقيه نيز گرچه گله و انتقاد دارند اما به انزوا و بى عملى انتقاد ندارند. همه برنامه ريزى ما روى اين ۳۰ درصد بوده و ما موفق شده ايم كه نصف اين جمعيت را متحرك بكنيم. البته فقط ما نبوديم. تحولات منطقه و جهان نيز عامل مهم ديگرى است كه آنان پذيرفته اند بايد مشى اصلاح طلبى را تقويت كرد و اين راه نجات كشور است. اين افراد پايگاهشان مشخص است. فرهنگيان، دانشگاهيان و اهل فرهنگ. در واقع نخبگان جامعه.
•به دنبال جذب آن ۱۵ درصد ديگر براى انتخابات سال هاى بعد هم هستيد؟
اين حرف نابجايى نيست كه سئوال مى شود آيا نظام جمهورى اسلامى با دموكراسى سنخيت دارد و آيا مى تواند با هم همساز باشد يا نه. ما داريم آخرين آزمون هاى خودمان را مى دهيم. اين واقعيت است. ترديد نداريم كه بسيارى از محافظه كاران از آمدن آقاى دكتر معين ناراحت هستند. اما به دليل مسائل خاصى كه وجود داشت، چاره اى نداشتيم. اگر اين تبديل به يك عقلانيت شود كه در آينده آن روندى كه پس از دوم خرداد بود، وجود نداشته باشد، خيلى اين اميدوارى هست كه در آينده ما آن ۳۰ درصد را نيز بتوانيم برگردانيم. اگر اين عقلانيت وجود نداشته باشد و نگذارند برنامه هاى دموكراسى خواهى پيش برود، آن وقت آزمون ها از طرف ديگر پايان پذير مى شود.
•درباره آن بى اعتمادى كه گفتيد، به نظر شما سهم هر كس چقدر است؟
وقتى مردم نگاه مى كنند اين بى اعتمادى بين اصلاح طلبان و محافظه كاران تقسيم مى شود. از نظر آنها هر دو سهمى در اين دارند.
•پس چرا آقاى معين افزايش آرا داشته؟
به علت اينكه مردم مى بينند ايشان دست بر روى نكات اصلى و ضعف هاى سيستم گذاشتند. در حقيقت معين معتقد است كه ما بيش از اينكه به اصلاح جامعه و سيستم اقتصادى نياز داشته باشيم، بيشتر به اصلاح نظام احتياج داريم.
دست گذاشتن بر روى اين نقاط ضعف سبب شده است مقدارى اميد ايجاد شود كه نظام از درون قابل اصلاح است.
•پرسش عمومى اكنون اين است كه وقتى شما به اين ضعف ها آگاهى داشتيد و داريد چرا در ۸ سال گذشته كه رياست جمهورى و مجلس را در دست داشتيد، براى اصلاح قدمى بر نداشتيد و الان واقعاً چه تضمينى وجود دارد كه در سال هاى آينده تمامى مشكلات را برطرف كنيد؟
مردم احساس مى كنند اصلاح نظام وقت گير است. اين دستاوردى است كه در طول اين يكى دو سال گذشته به دست آمده است. اشتباه محض است تصور كنيم محافظه كاران يك جريان سياسى و برخاسته از يك حزب هستند كه پايگاه مردمى ندارند. خير. چنين نيست. مى بينيم كه آنها در درون جامعه نيز پايگاه خودشان را دارند.
•ارتباط آن با واقع بينى مردم كه گفتيد دريافته اند پروسه اصلاحات زمان بر است، چيست؟ اين را تقريباً از سال ۷۶ همه فهميدند كه آنها در جامعه پايگاه ضعيفى دارند.
اين تحول مردم احتياج به اين داشت كه جدا از اين مسائل، خيلى از مسائلى كه در درون اين سيستم هست آشكار شود. قبول دارم در اين ۸ سال نقاط ضعف و فرصت سوزى هم بوده است. اما مى بايست خيلى از مسائل به جامعه و افكار عمومى منتقل شود.
• يعنى معتقديد مردم امروز با ۸ سال پيش در انتخاب يك راه متفاوت هستند؟
حركتى كه ۸ سال پيش انجام شد، يك حركت سلبى بود. «نه» بود به يك سرى روش ها و رفتارها و بينش هايى كه در درون حكومت بود. اما براى حركت ايجابى و اين موضوع كه «بايد چه بشود» هنوز هم نياز به زمان داريم كه بفهميم قدم بعدى را در كجا بايد بگذاريم. اكنون ما اين را فهميديم كه تا در اين كشور دموكراسى بدون پيشوند و پسوند مستقر نباشد، ما نمى توانيم به رشد و توسعه و رفاه برسيم. پس از اين ۸ سال گذشته، حركت ما صرف آگاهى و بينش بود و اينكه بدانيم قدم بعد را در كجا برداريم.
• فكر مى كنيد واقعاً ۸ سال لازم بود براى اين آگاهى؟ آن «نه» مردم كه گفتيد فكر نمى كنيد پيام داشت؟
ببينيد اين ۸ سال لازم بود. بايد بپذيريم دموكراسى يك فرهنگ است. يك موضوع آموختنى است. اگر در ۸ سال پيش دانش آموزان مدرسه ابتدايى دموكراسى بوديم الان سال هاى آخر دبيرستان هستيم و مى خواهيم وارد آموزش عالى آن بشويم. اين مرحله مى بايست طى مى شد.
• اخيراً مباحثى را دكتر معين در سخنان خودشان مطرح كردند كه باعث افزايش مطالبات حاميان ايشان مى شود. در حالى كه برخى از مباحثى كه مطرح كردند مثل عفو عمومى در حوزه اختيارات رئيس جمهور نيست و طبق نظر قانون اساسى تنها رهبرى مى توانند عفو عمومى بدهند.
دكتر معين گفته است كه لايحه عفو عمومى را به مجلس مى دهد.
• اما در حال حاضر كه قانون نيست و از اختيارات رهبرى است.
بله. اكنون رهبرى مى توانند كسانى را عفو كنند. اما اگر قانونى در مملكت وجود داشته باشد، همه بايد از آن پيروى بكنند. مثلاً ما قانون نيرو هاى مسلح داريم. بله اين نيرو ها زير نظر رهبرى هستند اما قانون مى گويد كه اينها چگونه اداره و سازماندهى يا استخدام شوند. عفو عمومى نيز همين است. ما اعتقاد داريم براى تمام اصول قانون اساسى قوانين موضوعه وجود داشته باشد.
• ضمانت اجرايى آن چيست؟
ببينيد اگر ما اين ارتباط محكمى كه الان با افكار عمومى پيدا كرديم در آينده نيز ادامه داشته باشد، (حتماً ادامه پيدا مى كند) رهبرى نيز با اين اراده و خواست عمومى كه ايجاد شد مخالفت نخواهد كرد. البته اين خواست عمومى بايد به صورت منطقى، شفاف و بدون هيچ گونه هياهو منتقل شود. ترديد در اين امر ندارم. مهم اين است آن چيز هايى كه نياز كشور است صريح و شفاف و منطقى و مستدل بيان بكنيم و آن را به خواست عمومى تبديل كنيم.
•شما فاكتور هايى مثل مجلس هفتم و شوراى نگهبان را نيز مد نظر قرار داديد. تجربه ۸ سال گذشته ثابت كرد آنها كوتاه نمى آيند. ضمن آن كه مجلس هفتم، مجلس پنجم نيست. اين مجلس راديكال تر از مجلس پنجم است.
شعار اصلى ما «اصلاحات گامى به پيش» است. يعنى موانع، مشكلات و دوگانگى قدرت را مى بينيم. انتظار هم نداريم اين موانع با يك انتخابات تماماً برطرف شود. ديگر اين كه بسيارى از شعار هايى كه داديم در اختيار دولت است. بعضى از موارد نيز هست كه بايد از مجلس راى بگيريم. در اينجا اساس كار ما تعامل است.
•فكر مى كنيد مجلس هم با تعامل با شما برخورد كند؟
فكر مى كنم در يك فضاى استدلالى، منطقى و شفاف حتماً موفق مى شويم كه بسيارى از برنامه هاى خود مان را پيش ببريم. اگر نمايندگان مجلس خود را نمايندگان ملتى مى دانند كه آن ملت به دولت راى داده است، بايد پاسخگوى افكار عمومى هم باشد. آن نماينده اى كه به شهرستان خودش مى رود، الان بايد به شعور و شورى كه وجود دارد پاسخگو باشد.
•به نظرتان اين محال نيست؟ حتى در انتخاب كابينه؟
نه. بايد به تجربه ببينيم كه چه كار مى كنيم. در انتخاب كابينه براى ما معيار وفادارى به اصولى است كه دكتر معين اعلام كرده است. ممكن است يكى دو نفر تائيد نشوند. اين سبب آن نمى شود كه دولت از اصول خود چشم پوشى كند و به يك كابينه غير منسجم روى بياورد. نفر اول نشد، نفر دوم. نفر دوم نشد، نفر سوم هست.
•فكر مى كنيد بالاخره مجلس كوتاه مى آيد؟
من با نظر شما درباره ماهيت اين مجلس مخالف هستم و آن را قبول ندارم. اين مجلس را چه كسانى روى كار آوردند؟ مگر غير از اين است كه راديكال ترين بخش جناح راست، انتخابات مجلس را هدايت كردند و اين افراد را هدايت كردند؟ الان اين نمايندگان كجا هستند؟ آيا اينها الان پشتيبان اين راديكال هايى كه آنان را بر سر كار آوردند هستند؟ يا نه رفته اند پشت شخصيتى قرار گرفته اند كه فاصله اى بسيار با سران راديكال هاى جناح راست دارد؟ امروز ادعا مى شود اكثريت نمايندگان مجلس از آقاى هاشمى حمايت مى كنند. تحليل اين موضوع چيست؟ بدبينانه ترين حالت آن اين است كه افراد نگاه مى كنند شتر قدرت كجا مى خوابد، تا آنها نيز به آنجا بروند اما من اين نگاه بدبينانه را قبول ندارم. ارتباطى كه با خيلى از نمايندگان مجلس هفتم دارم، مى بينم كه اين تحليل كه آنها تابع قدرت هستند واقعيت ندارد. مجموعه نمايندگان مجلس احساس مى كنند آن كارى كه در انتخابات مجلس هفتم شد نمى تواند تضمين كننده پيشرفت ترقى براى حكومت باشد. بنابراين خودشان را معتدل تر مى كنند و رويكرد خودشان را عوض مى كنند.
•آقاى خاتمى شما «اميدوار» هستيد اين گونه كه مى گوييد بشود يا نه واقعاً اين تحليل شما است؟
نه. من تحليل دارم. اميدوارى تنها نيست. بخشى از همين نمايندگان مجلس مستقيم و غيرمستقيم اعلام كرده اند كه اگر دكتر معين رئيس جمهور شد تمام توان خودشان را براى ايشان بگذارند.
•منظورتان نمايندگان اقليت است؟
نه فقط اقليت اصلاح طلب. بلكه در اكثريت مجلس اين نظر وجود دارد.
•يعنى برنامه هاى دكتر معين با مقاومت روبه رو نمى شود؟
قبول دارم كه بخشى از اين برنامه ها با مقاومت روبه رو مى شود آن راهكارهاى خاص خودش را دارد. اما آن شرايطى كه منجر به تاييد صلاحيت شد، تعامل بين دولت و مجلس را نيز هموار مى كند.
•از اين موضوع كه بگذريم شما فكر مى كنيد انتخابات يك مرحله اى است يا دو مرحله اى؟
تا دو هفته پيش يقين داشتم كه انتخابات دو مرحله اى است. الان خيلى ترديد دارم و ممكن است در روزهاى باقيمانده، ترديدم به يقين تبديل شود كه انتخابات يك مرحله اى خواهد بود.
•اگر انتخابات به مرحله دوم برسد شما با توجه به زمان اندك، مهندسى كرده ايد كه فضاى انتخابات به چه سمت برود؟
كار اصلى ما در هفته هاى گذشته بوده، مطمئن بوديم اگر يك يا دو هفته انتخابات عقب تر بود، صددرصد پيروزى هاى معين حاصل بود. در مرحله دوم نيز همان برنامه ها را ادامه مى دهيم.
•الان عده اى اظهار نگرانى كردند نسبت به حضور بعضى نيروها بر سر صندوق ها. نگرانى شما چيست؟
در طول ۲۷ سال گذشته انتخابات ها بى عيب و نقص نبوده اما اين عيب و نقص هم بر سر صندوق ها نيست. در دوم خرداد شوراى نگهبان و هيات اجرايى همه يكدست بودند. پس اگر رقابت خيلى نزديك باشد، ممكن است هيات هاى ناظر جهت جلوگيرى آن موثر باشند.
•احتمال وقوع آن را در اين انتخابات مى دهيد؟
هيچ چيزى بعيد نيست.
•در آن صورت چه مى كنيد؟
راى كاملاً مشخص است و صحيح آن نيز اعلام خواهد شد. بنابراين اگر بخواهند آرا را تغيير بدهند، آنها بايد پاسخگوى مردم باشند كه به چه دليل اين كار را مى كنند. اما اگر اين كار را بكنند مى دانند كه تتمه مقبوليت هم گرفته خواهد شد. آن وقت آنها از يك طرف با مسائل داخلى و از طرف ديگر با روند غالب جهانى كه چه واقعى و چه غيرواقعى به دنبال دموكراسى است، روبه رو خواهند بود.
•اگر آقاى معين به مرحله دوم نرفت، آن گاه شما در آن مرحله از كانديداى ديگر حمايت خواهيد كرد؟
ما هنوز به اين فكر نكرده ايم. دوستان ما چه در درون حزب چه در ستاد انتخابات در حال ارزيابى اين مسائل هستند كه اگر به فرض محال آن اتفاق افتاد چگونه بايد عمل كنند.
گروه سياسي: كميسيون نظارت بر تبليغات انتخابات، فيلم دوم انتخاباتي مصطفي معين كانديداي اصلاحطلبان پيشرو را با سانسور شديد و به صورت كاملا ناشيانه پخش كرد.
به گزارش كميته خبر و اطلاعرساني ستاد مركزي دكتر مصطفي معين، اين فيلم روز يكشنبه در ساعت 18 و 30 دقيقه از شبكه خبر پخش شد كه با قطع مكرر سخنان مصطفي معين همراه بود.
بر اساس اين گزارش سانسور فيلم تبليغاتي معين تا جايي پيش رفت كه تصوير دختران جواني كه در اين فيلم با كانديداي اصلاحطلبان پيشرو به بحث پرداخته بودند را نيز در بر گرفت و چهرههاي آنها به صورت مات، تار و ناواضح پخش شد. صداي فيلم نيز به خوبي شنيده نميشد.
همچنين در اين فيلم بخشي از سخنان محمدرضا خاتمي معاون اول دكتر معين به همين صورت حذف و يا قطع شد.
عمده سانسور صورت گرفته در سخنان محمدرضا خاتمي در جايي بود كه ميگفت: «ما گفتيم رهبري بايد در چارچوب قانون اساسي حركت كند و صلاحيتمان را گرفتيم.»
به گفته دستاندركاران ستاد انتخاباتي دكتر معين، نسخه كامل و بدون سانسور اين فيلم انتخاباتي به زودي در قالب سي دي و همچنين از طريق اينترنت در دسترس علاقمندان خواهد.
شكوري راد: اشكال در فيلم پخش شده معين از سوي صداو سيما ايجاد شده است
ايرنا: علي شكوري راد، رئيس ستاد انتخابات مصطفي معين گفت: كليه اشكالات فني فيلم اين ستاد،كه عصر يكشنبه از شبكه خبر پخش شد از سوي صدا و سيما ايجاد شده است.
وي پس از پخش اين فيلم كه صدا وسيما به صورت پانويس در آن، همه اشكالات فني را از خود فيلم دانست، گفت: صدا و سيما چهره جوانان را در فيلم توليدي ستاد انتخابات معين تار و محو و كلمات معين را نيز تقطيع كرده بود.
شكوري راد افزود: اين تقطيع به گونهاي است كه برخي كلمات از داخل جملات معين حذف شده و در نتيجه، براي مخاطب، نامفهوم شده است.
رئيس ستاد انتخابات مصطفي معين اضافه كرد: تمام صحنههاي فيلم ارسالي واضح است و هرگونه عدم وضوح ناشي از دخل و تصرف صدا و سيما در كيفيت فيلم ارسالي است .
وي گفت: نمونه واقعي اين فيلم از طريق «سي.دي» در اختيار مردم قرار خواهد گرفت تا بتوانند در جريان كيفيت اصلي فيلم ارسالي به صدا و سيما قرار گيرند.
از ابتداي پيروزي انقلاب و تشكيل جمهوري اسلامي در 26 سال پيش كه با برگزاري يك رفراندوم جنبه قانوني به خود گرفت و مخالفين جمهوري اسلامي سعي كردهاند با تشويق اقشار ملت به عدم شركت در انتخابات كاهش و مشاركت آنان، آن را رفراندومي عليه نظام و نشانهاي از نارضايتي مردم از تمامي جناحهاي موجود در حاكميت معرفي كنند. صرفنظر از اينكه مخالفان جمهوري اسلامي ظرف اين مدت 26 ساله هرگز نتوانستند اين خواسته خود را تبديل به يك عدم مشاركت جدي نمايند، همواره سطح مشاركت مردم ايران در انتخابات رئيسجمهور و نمايندگان مجلس، بيش از كشورهاي پيشرفته و دموكرات بوده است. معذالك اين دعوت به عدم مشاركت از طرف مخالفين همواره تبديل به اهرمي براي فشار به جمهوري اسلامي گرديده است و متقابلاً جمهوري اسلامي وادار به واكنش و پرداختن هزينههايي در جهت تبليغ و تهييج مردم به مشاركت به نحوي زودگذر و بدون پشتوانه اعتقادي به رأي مردم ميگرديد.
درباره اين راهبرد تحريم انتخابات و سرگذشت آن بايد بگوييم كه اولاً همه تحريمگران انتخابات، اندر پي نفي مشروعيت حكومت فعلي ايران بودهاند و در عين حال حاضر به تفكيك و تمايز بين جناحهاي حكومتي از جمله بين اقتدارگرايان و اصلاحطلبان نيستند و همه را با يك چوب ميرانند ولي در عمل مشاهده شد كه در انتخابات رياست جمهوري هفتم و هشتم (خرداد 76 و خرداد 80) و مجلس ششم چنين تفكيك و تمايزي در واقع وجود دارد و اصلاحطلبان درون حاكميت به هيچ وجه كمتر از مخالفين اصولي جمهوري اسلامي سلطنتطلبان، نيروهاي جبهه ملي قديم يا نيروهاي چپ قديم مورد تنفر و خصومت اقتدارگرايان نميباشند.
عملاً براي اعمال فشار بر يك حكومت (چه براي امتيازگيري و چه براي براندازي آن) علاوه بر تمهيداتي اين چنين (تحريم انتخابات و غيره) نياز به يك «عامل فعال تغيير) يا Change Angel وجود دارد تا بتواند از اعمال فشار، نتايج عملي و درازمدت به دست آورد وگرنه فشارهاي واردشده با انجام اقدامات جبراني يا پيشگيري،خنثي ميشود. به نظر ميرسد كه عدم شركت در انتخابات داراي چنين «عامل فعال» يا عنصر تغيير فعالي در سطح بازيگران سياسي مؤثر در ايران و مخالفان كليت نظام جمهوري اسلامي وجود نداشته باشد. به لحاظ سني و كهولت اكثر رهبران تحريمگرا و يا به علت عدم شهرت يا حضور فعال در صحنه سياسي اجتماعي و مشاركت در گفتمانهاي روز يا نيروهاي فعال دانشجويي كه ميتوانند چنين نقش (عامل فعالي) را در جامعه بازي كنند. امروزه از نظر نسبت و تعداد روي به كاهش دارند. نمونه ديگر اين گونه اعمال فشارهاي بينتيجه تشويق و تحريك جوانان به ريختن به خيابانها پس از پيروزي تيم فوتبال ايران بر بحرين به عنوان تظاهراتي در مخالفت با جمهوري اسلامي بود كه نتيجهاي جز يك ازدحام موقتي و نارضايتي شديد مردم متوقف در خيابانهاي تهران نداشت.
ولي ملت ايران در دوم خرداد 76، راه ديگري براي اعمال فشار به بخشهايي از جمهوري اسلامي كه منافع ملي را فداي قدرتطلبي خويش ميكردند يافت و درواقع ابتكار نمود. با اين تفاوت كه اين فشار وارده همراه با «عامل فعالي» از داخل حكومت بود ولذا توانست رأي خود را تبديل به فشاري سازد كه عملاً امتيازات بسياري را از حكومتگران خودكامه و غيرپاسخگو دريافت كند. امروز تصور اينكه ما در8 سال پيش (خرداد سال 1376) در كجا بوديم، به دليل گذار تدريجي حوادث مشكل است ولي با بررسي سادهاي از وقايع آن روزگار درخواهيم يافت كه امروزه تا چه حد در فضاي بازتري تنفس ميكنيم. به هر حال حوادث اين سالها نشان ميدهد كه اصلاحطلبان داخل حكومت، عملاً حتي اگر خود در رأس قواي جمهوري اسلامي نباشند ميتوانند عامل اعمال فشار مؤثر و غيرقابل حذفي براي تحقق مطالبات مردم باشند، مضاف بر اينكه آنها امكان و توان تماس با مردم در سراسر كشور را به ميزاني بسيار بالاتر از مجموع نيروهاي اپوزيسيون يا اصلاحطلبان خارج از حكومت دارا ميباشند. شاهد بر اين ادعا اين است كه به رغم تبليغات تحريمگران انتخابات (در داخل و خارج از كشور) و با وجود حملات و فشارها و تحديدهاي اقتدارگرايان به مبلغين دكتر معين به موجب آخرين نظرسنجيهاي آراي عمومي هم حدود موافقان شركت در انتخابات بيش از 20 درصد افزايش يافته و هم آراي معين از مراتب چهارم يا سوم به مرتبه دوم ارتقا يافته است.
بنابراين براي اعمال فشار به بخشهاي ناپاسخگو يا اقتدارگراي حاكميت رأي به شخصيت اصلاحطلبي همچون دكتر معين، ميتواند اهرم مؤثرتري براي امتيازگيري باشد تا عدم مشاركت و تحريم انتخابات.
از سوي ديگر طرفداران اصلاحات اقتصادي به سبك و شيوه آقاي هاشمي كه ايشان را سمبل آرمانهاي نئوليبرال خود ميبينند بايد از رأي بالاي آقاي معين خوشحال باشند. زيرا با وجود آنكه آقاي هاشمي در دوره رياست جمهوري خود در پي رشد اقتصادي مصطلح در غرب و واردكردن ايران در بازارهاي جهان بود، معذالك به ويژه در دو سال آخر رياست جمهوري خود به دليل مقاومت همان بخشهاي ناپاسخگوي حكومتي زمينگير شده بود. لذا براي هواداران آقاي رفسنجاني هم حالت ايدهآل آن است كه معين با رأي بالايي به عنوان مخالف سياستهاي جناح راست، بتواند براي خنثيسازي مخالفتها و خصومتهاي آن جناح (راست) عمل كند.
سانسورشدید برنامه تولیدی دکتر معین توسط سیما
امروز: دومین برنامه تولیدی ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین با دستکاری و سانسور شدید از صداوسیما پخش شد. این برنامه روز یکشنبه ساعت 18:30 از شبکه خبر پخش شد و روز دوشنبه ساعت 21:45 دقیقه از شبکه اول تکرار می شود. عمده این برنامه به گفت وگوی دکتر معین با جمعی از جوانان نسل سوم درباره مسائل روز جامعه، اختصاص داشت. آزاردهنده ترین دستکاری در این فیلم، فیلتر چهره دختران جوانی بود که مانتو و روسری بر تن داشتند و این درحالی است که تصاویر زنان و دختران مشابه آنان در طی روزهای اخیر به دفعات از صداوسیما پخش شده و علی القاعده تا روز جمعه نیز پخش خواهد شد. فیلتر تصاویر به حدی گسترده و شدید بود که گاه چهره جوانان قابل تشخیص نبود. همچنین صدای فیلم در موارد متعددی قطع و وصل می شد.
مسؤولان کمیته تبلیغات ستاد انتخاباتی دکتر معین هرگونه ایراد در فیلم را رد و تاکید کردند فیلمی که تحویل کمیسیون نظارت بر تبلیغات شده است، فاقد اشکالات ادعایی است.
به علاوه کمیسیون در دو مورد اظهارات دکتر معین و محمدرضا خاتمی معاون اول معین را سانسور جدی کرد. بخشی از این اظهارات مربوط به نظر اصلاح طلبان پیشرو درباه حوزه اختیارات رهبری بود و بخشی دیگر نیز تفاسیر غلط شورای نگهبان از قانون اساسی را شامل می شد.
در ابتدا و انتها و نیز به هنگام پخش فیلم، نوشته ای بر صفحه تلویزیون ظاهر شد که طی آن به دروغ، ادعا شده بود اشکالات فنی مربوط به نوار ارسالی است.
مسؤولان ستاد تبلیغات دکتر معین، اعلام کردند برای باز پخش فیلم در روز دوشنبه، نسخه دیگری را تحویل کمیسیون می دهند تا راه بر هرگونه بهانه جویی برای پخش روز دو شنبه، ببندند.
این گزارش حاکیست سه تن از مسؤولان فنی کمیته تبلیغات ستاد انتخاباتی دکتر معین نیز برای رفع هرگونه اشکال ادعایی در محل سازمان صداوسیما حاضر بودند تا هیچ امکانی برای کنترل فیلم در اختیار آنان قرار نگرفت.
جهت اثبات ادعای دروغین مسؤولین سیما، لوح فشرده این برنامه، بدون نقایص ادعایی و سانسور نشده در تیراژ وسیع تکثیر و در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت. لازم به ذکر است، سایت ستاد انتخاباتی معین، روز شنبه با درج خبری تحت عنوان «پخش فیلم تبلیغاتی معین در پرده ابهام»، نسبت به برخورد ناعادلانه و جناحی مسؤولان رسانه به اصطلاح ملی با محتوای این فیلم هشدار داده بود و دلیل نگرانی خود را سؤالات صریح جوانان و پاسخ های شفاف نامزد جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر اعلام کرده بود.
| ||
| 18:16 21/3/1384 | ||
| ||
|
این هم از شاهکارای هاشمی
در روزهای بحرانی پس از ۱۸ تيرماه ۱۳۷۸، نامهی محرمانه ۲۴ فرمانده سپاه پاسداران خطاب به خاتمی در برخی روزنامهها ـ مثل کيهان و جمهوری اسلامی ـ منتشر شد. متن كامل اين نامه و اسامي فرماندهان امضاكنندهی آن به نقل از روزنامهی "جمهوري اسلامي" در زير می آید.
راستش را بخواهید الان بعد از 6 سال این برایه اولین باری است که متن کامله نامه را دیدم و حال پس از این همه سال می فهمم خاتمی در آن زمان که همه از او می خواستند کاری کند و مقصران حمله به کوی را محاکمه کند چرا سکوت کرد و هیچ نکرد.
حمله به کوی دانشگاه یک فاجعه بود. یادم نمی رود صحنه هایی که در آن عده ای دانشجویان را از طبقات بالا به پایین پرت می کردند و یا حسین می گفتند و هنوز نیز پس از شش سال قاتل آن جوان دانشجو که در خواب کشته شده بود پیدا نشده است. آری تنها کاری که در مقابل این تهاجم ناجوانمردانه انجام شد محاکه دو سرباز وظیفه به خاطر ربودن دو عدد ریش تراش از اتاق دانشجویان بود و بس.
و هنوز نیز به یقین خاتمی دردها و زخمهای بسیاری از آن روز ها بر سینه دارد. زخم ها و درد هایی که شاید روزی گشوده گردد . ..
متن نامه
رياست محترم جمهوري حضرت حجتالاسلام والمسلمين جناب آقاي سيدمحمد خاتمي
با عرض سلام و خسته نباشيد به استحضار ميرساند:
بهدنبال حوادث اخير به عنوان مجموعهاي از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شريف ايران، وظيفهی خود دانستيم مطالبي را خدمت حضرتعالي دانشمند ارزشمند عرضه بداريم. اميدواريم با سعهی صدر و شعار ارزشمند توأم با سيرهاي كه تبليغ ميفرماييد (شنيدن هر سخن و ايده ولو مخالف) به اين موضوع كه شايد درد هزاران زجركشيدهی انقلاب باشد كه امروزه بهدور از هرگونه خط و خطوط با چشمي نگران، مسائل و حوادث انقلاب را مينگرند و سكوت، مسامحه و سادهانگاري مسئولين كه از بركت خون هزاران شهيد بر مسند نشستهاند، متحير و متعجباند.
جناب آقاي خاتمي، قطعاً همهی ما حضرتعالي را انساني وارسته، انقلابي، متدين و داراي ريشهی عميق ديني در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و ميدانيم، اما نحوهی برخورد با حوادثي كه همهی ما شاهد شادي و رقص دشمنان پيرامون آن هستيم و در اولويت قرار دادن پيگيري برخي اشتباهات و تخلفات و بزرگ كردن آنها در مقابل عدم توجه و يا كوچك جلوه دادن برخي ديگر از همين نمونه قانونشكني و هتك حرمت و فشار، باعث شده است جريانهاي معاند با انقلاب گستاختر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظهكارانه و با دلزدگي توأم با نااميدي، هر روز تحقير شده و به ثمرهی اين همه خون نگريسته و انگشت خود را با تاسف و تاثر ميگزند.
جناب آقاي رئيسجمهور، حمله به كوي دانشگاه همانطوري كه رهبر بزرگوار و مظلوم اين انقلاب فرمودند امري ناپسند، زشت و بد بود و عليرغم اينكه سختترين و تندترين برخوردها با آن انجام پذيرفت اما همهی مردم به دليل ناپسندي عمل انجام شده اين برخوردها را پذيرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سؤال مهم و پرابهام اين است كه آيا فاجعه فقط همين بود؟
صرفاً همين موضوع قابل پيگيري و توجه و اعتراض و تحصن است كه چند وزير به خاطر آن استعفا دهند، شوراي امنيت تشكيل جلسه بدهد و گروه تحقيق تشكيل گردد، اما آيا حرمتشكني و توهين به مباني اين نظام، تاسف و پيگيري ندارد؟ آيا حريم ولايت فقيه كمتر از كوي دانشگاه است؟ آيا حريم امام، آن انسان كمنظير، كمتر از جسارت به يك دانشجو است؟ آيا چند روز امنيت كشور را دچار اخلال كردن و به هر مؤمن و متدين حمله كردن و آتش زدن فاجعه نيست؟ آيا زير سئوال بردن جمهوري اسلامي، اين يادگار دهها هزار شهيد و شعار عليه آن دادن فاجعه نيست؟
جناب آقاي خاتمي، چند شب پيش وقتي گفته شد عدهاي با شعار عليه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعهی شهيد مطهري در حركتاند، بچههاي كوچك ما در چشم ما نگريستند، انگار از ما سؤال ميكردند غيرت شما كجا رفته است؟
جناب آقاي رئيسجمهور، امروز وقتي چهرهی رهبر معظم انقلاب را ديديم مرگ خودمان را از خداوند طلب كرديم چون كه كتفهايمان بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو بايد ناظر پژمرده شدن نهالي باشيم كه حاصل 14 قرن سيلي و زجر شيعه و اسلام است. جناب آقاي خاتمي، شما خوب ميدانيد، در عين توانمندي بهخاطر مصلحتانديشي دوستان ناتوانيم.
چه كسي است كه نداند امروز منافقين و معاندين دسته دسته به نام دانشجو به صف اين معركه ميپيوندند و خوديهاي كينهجو و منفعتطلب كوتهنظر آتشبيار آن شدهاند و براي تهييج آن، از هر سخن و نوشتهاي دريغ نميكنند؟
جناب آقاي خاتمي، تا كي با اشك بنگريم و خون دل بخوريم و با هرج و مرج و توهين، تمرين دموكراسي كنيم و به قيمت از دست رفتن نظام صبر انقلابي داشته باشيم؟
جناب آقاي رئيسجمهور، هزاران خانوادهی شهيد و جانباز و رزمنده به شما رأي دادند كه رأي آنها مدال سينه شماست. آنها از شما انتظار برخورد منصفانه با اين مسائل را دارند و ما امروز رد پاي دشمن را در اين حوادث به خوبي ميبينيم و قهقههی مستانه را ميشنويم. امروز را دريابيد كه فردا خيلي دير است و پشيماني فردا غيرقابل جبران است.
سيدبزرگوار، به سخنراني به ظاهر دوستان و خوديها در جمع دانشجويان بنگريد، آيا همهی آن گفتهها تشويق و ترغيب به هرج و مرج و قانونشكني نيست؟
آيا معناي سال امام (ره) همين بود؟ آيا به همين صورت ميتوان ميراث گرانبهاي او را حفظ كرد و آيا بيتوجهي تعداد اندكي به نام حزبالله مجوزي است براي شكستن سر هر متدين و هتك حرمت آن؟
جناب آقاي خاتمي، رسانهها و راديوهاي دنيا را بنگريد، آيا صداي دف و دهل آنها به گوش نميرسد؟ جناب آقاي رئيسجمهور، اگر امروز تصميم انقلابي نگيريد و رسالت اسلامي و ملي خودتان را عمل نكنيد، فردا آنقدر دير و غيرقابل جبران است كه قابل تصور نيست.
در پايان با كمال احترام و علاقه به حضرتعالي اعلام ميداريم كاسهی صبرمان به پايان رسيده و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگي، بر خود جايز نميدانيم.
فرماندهان و خدمتگزاران ملت شريف ايران در دوران دفاع مقدس: غلامعلي رشيد ـ عزيز جعفري ـ محمدباقر قاليباف ـ قاسم سليماني ـ جعفر اسدي ـ احمد كاظمي ـ محمد كوثري ـ اسدالله ناصح ـ محمد باقري ـ غلامرضا محرابي ـ عبدالحميد رئوفينژاد ـ نورعلي شوشتري ـ دكترعلي احمديان ـ احمد غلامپور ـ يعقوب زهدي ـ نبيالله رودكي ـ علي فدوي ـ غلامرضا جلالي ـ امين شريعتي ـ حسين همداني ـ اسماعيل قاآني ـ علي فضلي ـ علي زاهدي ـ مرتضي قرباني.

